شخصی

شرکت پنهانی خاتمی در انتخابات مجلس
نویسنده : مجید غفرانی - ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٤

شرکت پنهانی خاتمی در انتخابات مجلس آن هم در آخرین ساعات رأی گیری و در دهات اطراف دماوند، محافلی را که همسو با وی خواستار تحریم انتخابات شده بودند، کلافه و شاکی کرده است. متقابلاً کسانی چون ابطحی و شکوری راد تلاش کردند به توجیه جا زدن خاتمی بپردازند. خاتمی در حالی که تأکید کرده بود اصلاح طلبان نمی توانند و نباید در انتخابات شرکت کنند و حضور بی معناست، خود در روستای «وادان» رأی داد.
گزارشی که می خوانید مربوط به مجادله میان معترضان و برخی حامیان خاتمی است اما باید توجه داشت که این گریه بر سر قبر بدون مرده، آسان ترین کار افراطیون و جریان نفاق برای به حاشیه راندن حضور کم نظیر و دشمن شکن مردم در انتخابات و شکست پروژه تحریم است.
محمدعلی ابطحی در توجیه رأی دادن خاتمی و بدون اشاره به موضع تحریمی اخیر وی نوشت: من پیش بینی می کردم که آقای خاتمی در انتخابات شرکت می کند و عدم شرکت را یک اشتباه استراتژیک می پنداشتم دلایلم هم این بود که در این انتخابات برای اولین بار بود که حاکمیت نه تنها اصراری بر شرکت اصلاح طلبان نداشت، بلکه اگر نوشته های کیهانی را وجهه آشکار این تصمیم بگیریم، اصرار بر عدم شرکت اصلاح طلبان و حذف نهایی این تفکر از صحنه سیاسی را می شد به وضوح دید.


ابطحی با اذعان به بی تأثیری خاتمی در میزان مشارکت مردم تأکید کرد: شرکت و عدم شرکت آقای خاتمی و دیگر بزرگان اصلاح طلبی هم در تعداد رأی در انتخابات مجلس چندان مؤثر نبود و تنها به جدا شدن از بدنه مردم منجر می شد و در برابر همه خطرات خارجی و داخلی آینده تمام سنگینی آن بر دوش اصلاح طلبان بود... رأی دادن خاتمی اشتباه نبود. ایجاد باورهای قبلی که خاتمی در انتخابات شرکت نمی کند اشتباه بود که اگر آقای خاتمی مشاورانی داشت که این توضیحات را از قبل انتخابات می دادند، و یا از مواضع شتابزده جلوگیری می کردند، بار این شوک موجود را کم می کرد. این نوشته البته به معنای اهانت به هیچکس نیست.
اما علی شکوری راد برخلاف ابطحی رأی دادن خاتمی را برای غالب اصلاح طلبان و سبزها غیرمنتظره و تکان دهنده توصیف کرد و نوشت: غیرمنتظره و تکان دهنده بود. بخصوص برای کسی مانند من که حداقل دوبار و آخرین بار همین دو هفته پیش حضوراً از او در این مورد پرسش کردم و در هر دو بار ایشان تأکید کرد که قصد شرکت در انتخابات را ندارد و البته هر دوبار هم از اینکه گفته شود او انتخابات را تحریم کرده است اظهار ناخشنودی می کرد و پروا داشت. اغلب دوستان اصلاح طلب این موضع او را قبول داشتند و می ستودند... خاتمی این بار نیز نخواست یا نتوانست قهرمان باشد. پیش از این نیز بارها او را تجربه کرده بودیم. گفته بود برای بار دوم نامزد نخواهد شد، ولی نهایتاً شد. گفته بود اگر قوانین دو قلوی اختیارات رئیس جمهور و اصلاح قانون انتخابات تصویب نشود استعفا خواهد داد، ولی نداد و یا اینکه گفته بود زیر بار برگزاری انتخابات مجلس هفتم با آنهمه رد صلاحیت ها نخواهد رفت، ولی رفت.
شکوری راد ادعا کرد «خاتمی از خوف اینکه مبادا رای ندادن او آب به آسیاب کسانی بریزد که با تمام قوا روزنه های اصلاح را مسدود می کنند» اما توضیح نداد که این درک و شعور چرا تا بدین حد دیر پدید آمده و فتنه گران و نفاق جدید اصطلاحاً هم چوب و هم پیاز را با هم خورده اند؟! و چرا این احساس تکلیف دفعتاً و مخفیانه و بی توضیح پدید آمده است.
اما صرف نظر از توجیهات برخی اطرافیان خاتمی، محافل ضد انقلاب به شدت از جا زدن خاتمی و سکه یک پول کردن تحریم چی ها - که خود تدارک کننده بهانه آنها بود- کلافه شده اند.
نیک آهنگ کوثر کاریکاتوریست سابق نشریات زنجیره ای در این باره نوشت: از خاتمی باید در حد خودش انتظار داشت اما وای به ماله کشانش... خاتمی بارها باید می ایستاد و نکرد بنابراین این بار هم از رأی دادنش تعجب نکردم. تعجب من از کسانی است که به او دل بسته بودند! خاتمی خیانت نکرد بلکه نمادی که خیلی ها از خاتمی در ذهن ساخته بودند به آنها خیانت کرد. برای یک بار دست بردارید از این تنظیم قلم تان با سیاستمداران! من تعجب می کنم از همکاران روزنامه نگاری که امروز ماتم گرفته اند و دارند خودشان را به در و دیوار می کوبند که تکذیبیه ای از خبر رأی دادن خاتمی بیابند! فردا دیر است! می توانید امروز این آویزان بودن را کنار بگذارید؟ از اینکه اندکی تلخ شده ام مرا ببخشید، اما نمی توانم احساس غم شما را درک کنم!
برخی نویسندگان اپوزیسیون همکار در شبکه بالاترین نیز مطالبی از این دست نگاشته اند:
- آقای شجاع- باز هم که خراب کردی بابا! مرد حسابی این دفعه قرار نبود حرکتی از خودت نشون بدی، فقط کافی بود این دفعه کاری نکنی!!!
- نام جدید این آقا، آقای شیلنگ است که سر تا پای همه ما را آب گرفت(!)
- خاتمی سالهاست که مرده و ما نمی خواستیم باور کنیم. یادم میاد سروش درباره اش گفته بود مذبذب.
- ایشان در انتخابات رأی داد و خبر تأیید شد. او جنبش سبز را خاک سپاری کرد. چه قدر گفتیم او حقوق بگیر و بزک کرده سیستم است. او مبارز نیست بلکه کلاهبردار حرفه ای است اما گوش نکردند.
- من خوشحالم که خاتمی رای داد. او همواره دارای رفتار متناقض بود و یکی به نعل و یکی به میخ می کوبید. دیگر بساط دور و پی ایشان تمام شده. وقتی کسانی مثل مسیح علی نژاد که همیشه تمام قد از اصلاح طلبان دفاع می کردند می گویند پس از رأی دادن خاتمی تحقیر و شکسته شدیم، می توان گفت که او دیگر وجهه خود را از دست داده و حالا می فهمم که چرا کروبی و موسوی در حصرند اما خاتمی آزاد است؟!
- زهرا اشراقی همسر محمدرضا خاتمی: خبر بسیار سنگینی بود دوستان.
- شرم بر تو ای مار خوش خط و خال! دوستان بیایید از این به بعد او و خبرهای او را بایکوت کنیم.
- خاتمی کاری کرد که به ریش جنبش سبز بخندن. پس چی شد اون شرط و شروط؟
- نمی دانم جالب است یا نه اما می دانم که مدام در بادبان های پر از سوراخ می دمیم. بنده خدا استوره [اسطوره] ما خیلی به خودش فشار میاره اما این کاره نیست. بیچاره با هزار زبون میگه که آدم دادن تاوان مبارزه نیست. ما هر دو بدشانسیم. ایشون باید تو پاریس به دنیا می اومد.
- حق با حسین شریعتمداری بود. هی این شریعتمداری و یارانش می گفتن که این آقا منافقه ما باورمون نمی شد اما اون خودش امروز با رأی دادن این رو ثابت کرد.(کیهان ) 


 




comment نظرات ()