شخصی

این گزینه زیر میز است
نویسنده : مجید غفرانی - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٩

این روزها باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا کاملا فعال شده و در حالی که تنها 10 ماه به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانده است پی در پی به ایراد سخنرانی می پردازد.
این سخنان چه در رستورانی در منهتن نیویورک باشد و چه در قالب گفت وگو با نشریه تایم و یا اظهاراتی در برابر کنگره باشد یک ترجیع بند مشترک دارد: «جمهوری اسلامی ایران».
اوباما سه شنبه گذشته طی سخنانی در کنگره که آخرین نطق سالانه در دوره اول ریاست جمهوری او محسوب می شد ناگزیر موضوع ایران را پیش کشید و پس از آنکه ادعا کرد ایران از همیشه منزوی تر شده و آمریکا مصمم است از دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری کند گفت: «همه گزینه ها روی میز است».
البته 45 روز پیش نیز باراک اوباما در دیدار با ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی که در هتل گایلورد در نشنال هاربور مریلند برگزار شد به موضوع ایران پرداخته و گفته بود: «همه گزینه ها روی میز است».
هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا هم چندی پیش از این عبارت «همه گزینه ها روی میز است» استفاده کرد تا گویا یک عبارت تمام عیار آمریکایی باشد. عبارتی که البته واکنش تحلیلگران سابق و مدیران پیشین آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا-CIA- را برانگیخته است.
ری مک گاورن، الیزابت مور، جان ای مک لافلین و... از جمله تحلیلگران و مدیران سیا بودند که به صراحت بیان کردند این عبارت براساس محاسبات اشتباه است و پیامدهای آن مورد ارزیابی قرار نگرفته است.


جالب است که حتی «گاورن» و «مور» در مقاله ای که در نشریه آنلاین «کانسرتیوم نیوز» منتشر شد خطاب به اوباما می نویسند:« استفاده مکرر شما از عبارت پیش پا افتاده «همه گزینه ها روی میز است» باعث می شود این سوال را مطرح کنیم که آیا شما و مشاورانتان تاثیرهای از کنترل خارج شدن خصومت ها با ایران را متوجه هستید یا خیر؟... به این دیوانگی خاتمه دهید... اگر مشاوران شما توصیه کرده اند که خصومت با ایران به نفع اسرائیل تمام می شود، سخت در اشتباهند چون جنگ با ایران در بلندمدت به نابودی اسرائیل منجر می شود و پیامدهایی فاجعه آمیز برای اقتصاد جهان خواهد داشت که باید از آن آگاه باشید».
این دو مقام سابق سیا یک توصیه استراتژیک نیز به اوباما کردند: «یک حادثه یا تحریک می تواند به خارج شدن اوضاع از کنترل در تنگه هرمز منجر شود».
طرفه آنکه بارها منابع رسانه ای آمریکا طی چند ماه گذشته به اوباما هشدار داده اند که ارزیابی های مارتین دمپسی رئیس جدید ستاد مشترک آمریکا قابل تکیه نیست و اوباما را به سخنان سلف او مایکل مولن ارجاع داده اند که هشدار داده بود ایران می تواند تنگه هرمز را ببندد.
اما یک روی دیگر عبارت «همه گزینه ها روی میز است» موضوع مذاکره در نقطه مقابل تهدید، تحریم و ترور است که باراک اوباما آن را در سخنان خود مطرح کرده است.
در همین سخنان اخیرش در کنگره او بر حل پرونده هسته ای ایران از طریق مسالمت آمیز اشاره می کند و البته جنس این دست از سخنان اوباما وقتی بهتر فهمیده می شود که در گفت وگو با فرید زکریا در نشریه تایم می گوید: «باید اعتراف کنم هرکسی پرونده ایران را آسان بپندارد قطعا نمی داند که ما در خصوص چه چیزی حرف می زنیم... جامعه جهانی باید همزمان از اهرم مذاکره و فشار استفاده کند.! بنابراین وقتی اوباما مدعی است که در رویارویی با جمهوری اسلامی ایران از همه گزینه ها استفاده خواهد کرد و «تهدید»، «حمله»، «ترور»، «تحریم» تا «مذاکره» و راههای به اصطلاح مسالمت آمیز بر روی میز قرار دارد باید دید عیار این عبارت مورد ادعا چه میزان است و این نوشته تلاش می کند در شرایط موجود به ارزیابی سخنان اوباما بنشیند و هدف اصلی مجموعه سخنان او را مورد واکاوی قرار دهد.
برای آنکه معلوم شود آمریکایی ها چه در سر دارند و اینکه پس از به سقف رساندن فشارها و تهدیدها و به تصویب رساندن تحریم های یکجانبه علیه ایران، چرا از مذاکره و روش های مسالمت آمیز نیز صحبت می کنند و همواره طوطی وار در چند ماه گذشته می گویند «همه گزینه ها روی میز است» باید ترفندها و اقدامات آنها بر ضد جمهوری اسلامی و خروجی آن کارشکنی ها و دسیسه ها در افق نگاهی جامع مرور و تحلیل شود.
طی چند ماه گذشته ابتدا در اقدامی از قبل برنامه ریزی شده و یک سناریو چند فصلی، سه پرونده اتهامی «تروریسم»، «هسته ای» و «حقوق بشر» علیه ایران به کارگردانی آمریکا به صحنه آمد و حتی سه قطعنامه درباره سه موضوع یاد شده بر ضد ایران صادر شد.
نکته گفتنی در این خصوص این است که علی رغم هیاهو و شلتاق کاری های رسانه های غربی - صهیونیستی پس از مدتی افکار عمومی دنیا فهمید که در اتهام تروریسم (طرح کذایی ترور سفیر عربستان در خاک واشنگتن) دلایل آمریکا به شدت سست و پوچ است و از همین روی این ادعای بزرگ هیچ گاه قابلیت اثبات نداشته و نخواهد داشت. زیرا تمام ادعای واشنگتن مبتنی بر شهادت دو نفر و گفته های آن ها بود که یکی از آنها (ارباب سیر) براساس تحقیقات قضایی معمولا در حالت مستی بوده و در اولین جلسه دادگاه نیز اظهاراتش را در اداره «اف بی آی» تکذیب کرد و دیگری (شخصی موسوم به غلام شکوری) که هیچ گاه وجود خارجی او احراز نشد.
داستان حقوق بشر نیز برای آمریکایی ها به سرانجام نرسید و علی رغم طرح ادعاهایی بر ضد ایران و صدور قطعنامه ای در مجمع عمومی سازمان ملل که رای اقلیت (86 کشور) در برابر اکثریت (193) را داشت، افکار عمومی دنیا در صحنه عمل و بدون رتوش نقض فاحش حقوق بشر آمریکا را در خیابان های نیویورک و در پهنه جنبش تسخیر وال استریت نظاره کرد.
اینجا بود که در پی نتیجه نگرفتن های این قطعنامه ها، تهدیدات و لفاظی های جنگ طلبانه مقامات آمریکایی و صهیونیستی شروع شد و البته مدت زیادی دوام نیاورد که فروکش کرد و جالب اینکه نشریه تایم می نویسد: «به رغم اینکه همه رسانه ها بر طبل جنگ می کوبند نه باراک اوباما و نه پنتاگون تمایلی به رویارویی با ایران ندارند.»
مجله تایم البته از نگاهی عمیق تر نیز موضوع حمله احتمالی به ایران را بررسی کرده و تصریح می کند اساسا امکان گزینه نظامی برای غرب وجود ندارد چون 1- قیمت نفت افزایش پیدا می کند 2- ایران توان بستن تنگه هرمز را دارد 3- توانایی نظامی و موشکی ایران به گونه ای است که می تواند به راحتی حملات را تلافی کند و 4- قدرت نیروی هوایی ایران عاملی بازدارنده است.
بنابراین به تعبیری آمریکایی ها و چند کشور غربی آخرین فشنگ خود را علیه ایران شلیک کردند: «تحریم نفت و بانک مرکزی ایران» اما به اعتراف رسانه های مشهور و کارشناسان پرآوازه و برجسته آمریکایی این شلیک، شلیک به پای خود آمریکا بوده است.
مجموعه این اعترافات و اقرارهای غیرقابل انکار خود فهرستی مطول است اما به عنوان اندکی از بسیارها می توان به چند نمونه اشاره کرد که قابل اعتناست. رویترز در تحلیلی کشورهای غربی را بازندگان اصلی تحریم نفتی ایران دانست و برژینسکی مشاور سابق امنیت ملی آمریکا در دوران جیمی کارتر تاکید می کند تحریم ها علیه ایران بازی با آتش است.
تعجب نکنید وقتی شخصیتی مانند جان بولتون که مواضع ضد ایرانی او مشهور است دست به قلم می برد و هشدارگونه می نویسد: تحریم ها اثربخش نخواهد بود چون کشورهای بسیاری متقاضی معافیت از پروژه مشارکت در تحریم نفتی ایران هستند. از سوی دیگر؛ «امیر اورن» روزنامه نگار کهنه کار صهیونیستی که در حوزه امور خاورمیانه و ایران متمرکز است در هاآرتص خاطرنشان می کند اینکه مقامات آمریکایی دکلمه وار بر زبان می آورند که «همه گزینه ها روی میز است» خطاب به ایران نباید قلمداد شود بلکه اخطار به اسرائیل است که مبادا درصدد حمله به ایران برآید.
و بالاخره با مرور مباحث پیشین آنچه قابل تامل و دقت ویژه است سفر هیئت عالی رتبه بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی به تهران است که از امروز به مدت سه روز به طول خواهد انجامید.
ریاست این هیئت را «هرمان ناکارتس» معاون مدیرکل در امور پادمان ها برعهده دارد که «رافائل گروسی» دستیار مدیرکل در امور سیاسی نیز حضور دارد تا در خصوص موضوعات مورد نظر آژانس و در چارچوب توافق صورت گرفته با ایران به مذاکره بپردازند.
و نکته خوشمزه این است که روز گذشته و در آستانه سفر این هیئت، آمانو مدیرکل آژانس به زبان می آورد که؛ «هدف تاسیسات هسته ای ایران صلح آمیز است».
اینجاست که با اندک دقتی مشخص می شود عبارت «همه گزینه ها روی میز است» یک بلوف از سوی آمریکایی ها و صهیونیست ها است و همه آن فشارها، تهدیدها، تحریم ها برای یک «مذاکره» است و به عبارت دیگر یک گزینه بیش تر وجود ندارد و آن دریوزگی مذاکره از ایران است. این «گزینه» البته زیر میز است!
حسام الدین برومند(کیهان)


comment نظرات ()