شخصی

جاسوس سیا چگونه شکار شد؟
نویسنده : مجید غفرانی - ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۸

مستند «مهار شده» که به تازگی از جانب صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، ابعاد مهمی از ضربه اطلاعاتی جدید ایران به آمریکا در دستگیری یک جاسوس کلیدی را فاش می کند متن زیر خلاصه ای از این مستند است.
سال 2008 میلادی بود که به دستور مستقیم باراک اوباما- رئیس جمهور آمریکا- میز ایران در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا- سیا- مامور می شود، علاوه بر فعالیت های گذشته پروژه ای کاملاً سری و سه جانبه را با همکاری موساد (سازمان جاسوسی رژیم اسرائیل) و «ام آی 6» (سازمان جاسوسی انگلیس) طراحی کند. این طرح ضلع سوم مثلثی بود که ترور و جنگ رسانه ای دو ضلع دیگر آن بودند و «نفوذ» این مثلث را کامل می کرد. 
با توجه به نیاز جدی سازمان جاسوسی آمریکا، این «پروژه» با فوریت و جدیت در دستور کار قرار می گیرد. تیم ویژه ای از کارشناسان اطلاعاتی- امنیتی مامور می شوند زبده ترین فرد را برای نفوذ به سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران انتخاب کنند. پس از بررسی های گسترده، یک دو رگه ایرانی- آمریکایی برای این ماموریت مهم انتخاب می شود. او که سابقه یک دهه آموزش و فعالیت فشرده اطلاعاتی- امنیتی را در کارنامه خود دارد کسی نیست جز؛ امیر میرزای حکمتی. حکمتی که در آریزونای آمریکا متولد شده، فارسی را مانند زبان مادری می داند و این توانایی برای چنین ماموریتی از واجبات است. حکمتی در آگوست سال 2001 در بخش اطلاعات ارتش آمریکا مشغول به کار می شود. 


حکمتی به دانشگاهی نظامی فرستاده شده و در کنار آموزش های موردنظر، فراگیری زبان های رایج در خاورمیانه را نیز آغاز می کند. حکمتی که حالا تبدیل به یک افسر تحلیل اطلاعات شده است به رمادی عراق اعزام می شود. 
ماموریت وی در عراق، شناسایی مقامات عراقی است که به آمریکا گرایش دارند. او باید نظرات آشکار و پنهان مقامات عراقی را درباره حضور آمریکایی ها در کشورشان بررسی و با شناسایی افراد مستعد و دارای زمینه، با تطمیع و رشوه از تصمیم های آنان در زمان لازم در جهت منافع واشنگتن اطمینان کسب کند. 
حکمتی در بخشی از اعترافات خود درباره دلایل حمله آمریکا به عراق و اشغال این کشور می گوید: «آمریکا می خواست بر نفت عراق مسلط شود تا از این طریق اوپک را شکست دهد و کنترل نفت را به دست بگیرد و روسیه و چین را تحت فشار بگذارد. همچنین از طریق حضور در عراق به دنبال حضور مستقیم و نفوذ در بین گروه های اسلامی بود تا میان آنها اختلاف و انحراف ایجاد کند و همه اینها در پوشش آوردن دموکراسی به منطقه بود اما هدف اصلی سکولاریزه کردن بود. یکی دیگر از اهداف آمریکا کنترل کشورهایی مثل ایران، سوریه و لبنان بود. آمریکا نمی خواست ایران برای آنها و کشورهای دیگر مثل بحرین و تونس و... الگو شود.»
حکمتی به دلیل خدمات خود در عراق، پس از چند ماه حضور در این کشور به خدمت شرکتی امنیتی و زیرنظر دولت آمریکا به نام «دارپا» درمی آید که پروژه هایی را برای پنتاگون انجام می دهد. 
وی پس از «دارپا» به «کوماگیم» می رود. این شرکت رایانه ای زیرنظر سازمان «سیا» ماموریت دارد با تولید و پخش بازی های رایانه ای در کشورهای هدف، بخصوص در خاورمیانه، افکار عمومی را مطابق با اهداف واشنگتن شکل دهد. بنا به گفته حکمتی، هدف این بازی ها در عراق و افغانستان این بود که حمله آمریکا به کشورشان و اشغالگری را توجیه و امری لازم و مطلوب جلوه دهد.
پس از «کوماگیم»، حکمتی راهی شرکتی خصوصی و امنیتی به نام «کوبک» می شود. یکی از دلایل این تغییرات در شرکت های مختلف، دیدن آموزش های لازم برای ماموریت های پیچیده آینده است. تنها کسی که می داند وی مامور سیا است، رئیس شرکت است.
بالاخره در «می» 2009 سیا کار نهایی روی حکمتی را آغاز می کند تا مطمئن شود وی همان ماموری است که آنها به دنبالش بوده اند.
جولای 2009 خانمی که خود را «دولارس»، مامور دولت معرفی کرده است با حکمتی تماس می گیرد و تست های مختلفی را از وی به عمل می آورد. او از آزمون های روان شناسی، تست های دروغ سنجی، هوش و آزمون های پزشکی موفق بیرون می آید.
پس از این دوره، «دولارس» با حکمتی تماس گرفته و پایان دوره تست را اعلام می کند و به او می گوید که منتظر تماس بعدی آنها بماند.
حکمتی به سازمانی به نام «بی.ای.ای سیستم» (BAE system) فرستاده می شود.
وی از طریق این نهاد برای دو سال به عراق اعزام می شود تا کار با سیستم های امنیتی و جمع آوری اطلاعات میدانی را در میدان عمل تجربه کند. البته در تمام این مدت «سیا» در حال برنامه ریزی برای ماموریت اصلی حکمتی و طراحی پوشش مناسب برای وی است.
بالاخره در سال جاری میلادی در هتل اسپرینگ هال واشنگتن ماموریت اصلی حکمتی برای سفر به تهران به او ابلاغ می شود. مامور سیا طرح را برای حکمتی توضیح می دهد و طی روزهای آینده، پوشش وی و نحوه مواجهه با موقعیت های گوناگون را در ایران تمرین می کنند.
پوشش انتخاب شده برای حکمتی، «دلال اطلاعات» است تا در مسیر دستگاه امنیتی کشور قرار گیرد و در آن نفوذ کند.
گام اول طرح به این صورت است؛ حکمتی به عنوان منبع به ایران می رود.
طی سه هفته اطلاعاتی را در قبال پول به ایران می فروشد و سپس باز می گردد.
سیا به این منظور اطلاعاتی را در اختیار حکمتی قرار می دهد.
وی به پایگاه بگرام افغانستان فرستاده می شود و از آنجا راهی دوبی می شود تا با پروازی مستقیم وارد تهران شود. شهریور سال 1390 «دلال اطلاعات» وارد تهران می شود.
حجم اطلاعاتی که حکمتی با خود دارد برای هر سازمان اطلاعاتی می تواند وسوسه انگیز باشد تا اولا این منبع را از دست ندهد و سپس به صحت آنها پی ببرد. «دلال اطلاعات» دام فریبنده خود را در مقابل دستگاه اطلاعاتی ایران پهن می کند. حکمتی و مافوق های وی در سازمان سیا اطمینان دارند، ایران از اطلاعات وی نمی تواند چشم پوشی کند. اطلاعاتی که همگی درست هستند و باعث ایجاد اعتماد و سپس ارتباط میان دستگاه اطلاعاتی ایران و مامور نفوذی سیا خواهد شد.
اما سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی با غلبه بر تشنگی اطلاعاتی که ذات هر نهاد امنیتی است بررسی های موشکافانه را در دستور کار خود قرار می دهد و با بررسی کریدورهای اطلاعاتی و راه های پیموده شده توسط حکمتی برای اعزام وی به تهران، پروژه نفوذ را کشف می کند. سربازان گمنام امام زمان(عج) با ردگیری و مهار فرستاده سازمان سیا، نه تنها پروژه نفوذ را با شکست مواجه می کنند بلکه شبکه گسترده پشتیبانی کننده را با طیف وسیعی از اطلاعات ستادی شناسایی و منهدم کردند و به این وسیله روش ها و اطلاعات واسطه ها در اختیار نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد.


comment نظرات ()